مرینت : 

به خونه رفتم ، ابجیم هم انجا بود ،، 

به خواهرم کل قضیه در گفتم و خواهر گفت بهش جواب چی دادی 

من : نه 

خواهرم : 

من : اخه 

خواهرم : خدایا این چه خواهریه به من دادی 

من : ماریا ساکت ! 

ماریا : باشه 

 

 

ادرین : 

داشتم خونه نینو میرفتم که یک دفعه یک دختر امد و یه سیلی بهم زد 

قیافه من : 

اون : 

ادرین : چرا میزنی 

دختره : منم اریل ، ای فیلیکس احمق 

ادرین در دل خود : 

اِ پس دوست دخترشه ؛؛ نقشه های شومی امد داخل سرم و گفتم 

ادرین : اره من دیگه دوستت ندارم و یکی دیگه رو دوست دارم 

اون دختر : چیی احمق ، الاغ و...........

ادرین : 

لبخمد پیروز مندانه ای زدم که انگار جلوی جنگ جهان رو گرفتم .....

 

رفتم خونه ی نینو 

نینو : داداچ این جا چیکار میکنی ؟؟ 

ادرین : چون مامانم ...

نینو : بزار حدس بزنم مامانت میخواد زنت بده 

ادرین : 

نشستم سفره ی دلم رو برا نینو باز کردم .‌

ادرین :نینو من یه دختر رو دوست دارم بهش هم گفتم اما لجبازو یک دندست و فیلیکس هم میخوادش ، میترسم برای زور این دل من بره با فیلیکس 

نینو : فیلیکس ؟؟؟

ادرین :اره همون که گوشاش درازه و عرعرر عررر میکنه 

نینو : اهام ، راستی کارمندای شرکت اعتراض کردن که چرا به اردو شرکتی نمیریم ؟؟ 

ادرین : نمی دونم شاید رفتیم ...صبر کن یه فکری 

نینو : باز این قیافه ... باز میخوای یه دسته گل اب بدی ، این بار مامانت جنازه ات رو میفرسته .

ادرین : نه باو 

 

 

ادرین : 

یه پیام بلد بالا نوشتم و برای مرینت فرستادم که برای تمام کارمندا بفرسته ، اون پیام، پیام اردو شرکتی بود .

مرینت هم در جواب نوشت : چرا من بفرستم ؟

من هم این شکلک رو گذاشتم 😠😡

مرینت : 🙏🙏🙏 

 

مرینت : 

این الاغ به اصطلاح مدیر گفت که پیام رو برای ۱۰۰۰ نفر ارسال کنم .....

حالا حالشو جا میدم 

برای لوکا هم ارسال کردم 🤗🤗 

و همین طور کاگامی 😇 

اردو رو براش زهر انار میکنم 

 

 

فردا صبح 

 

مرینت : 

صبح زود بیدار شدم ،،، یه تیپ ورزشی زدم و کیف و ساک و .... برداشتم تا به اردو برم 

 

به شرکت رسیدم که ادرین همش من رو نگاه میکرد 

قیافه ادرین : 

و لوکا امد ......

قیافه ادرین بعد از امدن لوکا : 

قیافه ی من بعد از دیدن قیافه ادرین : 

هم مینرسیدم و هم ذوقی میخوردم ...

مرینت : حالا اردو کجاست ؟؟؟؟ 

ادرین : جنگل 

مرینت : اهام پس چند روزه 

ادرین : ۲۱ 

مرینت : با چی میریم 

ادرین : با الاغ 

مرینت : ادرین اگرست درست حرف بزن 

ادرین : با اتوبوس 

 

مرینت : 

فکر کرده میخواد منو دست بندازه ...

برای زور دل ادرین دست لوکا رو محکم گرفتم و گونه اش رو بوسیدم و گفتم : ممنون که همراهم امدی 

قیافه من : 

قیافه ادرین :  🐎 

قیافه لوکا : 🍅 

که کاگامی هم امد 

ادرین : وقتی کاگامی امد......

گفتم : زهر مار شد اردومون 

کاگامی : اوا عشقم راست میگی نباید پرینت میومد 

مرینت: پرینت نه مرینت ...۵ تا کلمه ...م ..ر ...ی ... ن‌.‌...ت 

کاگامی : پرینت چرا عصبانی هستی 

 

 


تمام 

نظر یادت نره 

در پارت های بعد ادرینت بیشتر میبینیم 

و اگه نطر کم بود ادرینت کم تر 

 

بای تا های