خب گایز همینطور قول دادم پارت 8 قلب زخمی من باز میشه
دارک کوئین در اتاقش" من کی هستم ؟ یعنی من قبلا لیدی باگ بودم خیلی عجیبه اصلا حالی خودم رو نمیشناسم چی شده؟
تق تققق تققق
- بله بیا تو
ناگهان کت نویر وارد میشود...
کت نویر" مای لیدی من بیا فرار کنیم
دارک کوئین" تو مگه شرور نشدی ؟
کت نویر" وقتی که هیپنوتیزم میکنه من پنبه تو گوشم بود
دارک کوئین" تو چرا میخوای منو نجاتم بدی ؟
- من از اینجا از حالی خودم خیلی راضی هستم(اصلا راضی نیست
)
کت نویر" چون وظیفه من اینکه مردم رو نجات بدم و چون تو عشق من هستی
ناگهان چشمان دارک کوئین برق زد و گریه اش گرفت
دارک کوئین کم کم به لیدی باگ تبدیل میشد
لیدی باگ" کت نویر خودت هستی واقعا خودتی
و در بغل کت نویر رفت
لیدی باگ" همیشه تو پیشم بودی (با چشمان گریان)
کت نویر" مای لیدی همیشه دوست خواهیم داشت
لیدی باگ" خب دیگه احساساتی بسه 
- بریم لو رو نجات بدیم
کت نویر " وایسا مای لیدی تو پشت هاک ماث زندانی شده و اون سرباز هستش
لیدی باگ" اوهوممم راست میگی باید کاری کنیم که ... اون رو از پا در اریم
کت نویر" مای لیدی باید از یک دو سه میشماریم میریم
لیدی باگ" باشه
هم صدا و در دست هم " 1....2.....3 برو که رفتیم
هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا
هاک ماث " معجزه تو بده لیدی باگ
لیدی باگ " کت نویر گوشواره هام سر جاش نیست پس چجوری من به لیدی باگ تبدیل شدم؟
ناگهان نوری قرمز رنگی داشت میچرخید
و تیکی بود
لیدی باگ " تیکی؟
تیکی" لیدی باگ تو عشق و شجاعت رو بدست اوردی
- تو به کت نویر ایمان اوردی افرین
- لیدی باگ به شما گوشواره جدید میدیم
- که قدرت جدید میباشددددد
لیدی باگ " تیکی قدرت جدید
یوهوووووووووو
و لیدی باگ قدرت جدید رو بدست اورد
کت نویر " واو خوشگل شدی مای لیدی
لیدی باگ " من یه چیزی فهمیدم کت نویر که عشق میتونه درست کنه
کت نویر " تو همیشه اینجوری میگفتی
لیدی باگ" اره درسته پس هاک ماث اینجاست تنها کاری که میتونیم بکنیم این هستش
و لیدی باگ به سمت کت نویر رفت و kisssssssss
و هاک ماث" نه نه نههههههههههههههههه
هاک ماث به قدرت اولی برگشت و صحنه لیدی باگ و کت نویر دید و رفت.........
خب گایز میدونم کوتاه شد ولی من انقدر نوشتم که گریم گرفت
قول دخترونه میدم که قسمت بعدی طولانی تر و دلپذیر تر و شجاعت و احساستی و ....
است .
قسمت بعدی" 8 نظر