از زبون مرینت

داشتم به مدرسه میرفتم که دیدم کسی به طرفم میاد کی بود؟

فیلیکس؟چرا اینقد نفس نفس میزنی؟

فیلیکس :بریجیت دنبالمه (فیلیکس اینجا ادم خوبیه)

بریجیت:بریم کلاس دیرمون شد

من/مرینت:بریم داشتم به کلاس میرفتم که یه دردی تو معدم حس کردم پخش شدم زمین()

فیلیکس:مری؟تو حالت خوبه؟زنگ بزنم بیمارستان؟

من:نه نه من خوبم میخواستم بلندشم که یه دفعه افتادم و بیهوش شدم (فکر کردم مرد)

از زبون آدرین

نزدیک کلاس بودم که دیدم مرینت رو زمین افتاده

مرینت بلند شو آهای مرینت

بیهوش شده بود زنگ زدم بیمارستان

آمبولانس اومد

من و فیلیکسو بریجیت رفتیم دنبالش

تو بیمارستان

دکتر:متاسفم ولی فقط پرستارا میتونن بیان داخل

من/ادرین:اوکی ما اینجا منتظر میمونیم

چن ساعت گذشت.

دکتر اومد بیرون

رفتم جلو و با نگرانی گفتم حالش چطوره؟

دکتر:اون باید کمی استراحت کنه

من:ینی مرخص میشه؟

دکتر:دو روز دیگه

من/آدریندو روز؟

رفتم داخل

پرستار:فقط 5 دقیقه وقت دارین

من:باشه چشم

اون خوابیده بود

چقد ناز بود (اون همیشه نازه داداچ)

نمیدونم چرا یاد لیدی باگ افتادم؟(نکنه دوباره هویتشو فهمیدی ها؟جواب بده)

میخواستم ببوسمش که پرستاره گفت

به بیمار دست نزنید لطفا(مگه کرونا گرفته؟)

من/ادرین:چشم

اون داشت به هوش میومد

 

 

 

 

 

 

 

 

تموم ببخشید کم بود مامان اومده